
مردی هر روز صبح ، با مقداری دنبه سبیل خود را چرب می کرد و سپس به مجلس خوش گذران ها می رفت و می گفت : من غذای چربی خورده ام و دست به سبیل خود می کشید تا آنان سبیل و لب های او را ببینند و تصدیق کنند که راست می گوید . ولی این یک روی سکه بود شکم آن مرد از گرسنگی به سر و صدا در آمده بود. روزها به همین منوال گذشت و آن مرد با سبیل چربش لاف می زد که من این را می خورم و آن را می خورم از قضا روزی گربه ای آمد و دنبه را به دهان گرفت و گریخت . پسر کوچک آن مرد از ترس اینکه پدرش او را سرزنش کند با شتابزدگی به مجلس خوش گذرانی پدر رفت و گفت : پدر ! گربه ای آمد و آن دنبه را که هر روز ص...
ادامه مطلب
آپلودکو|آپلود فایل|آپلود عکس|اپلود|آپلود...
ادامه مطلب
دانلود...
ادامه مطلب
دانلود...
ادامه مطلب
http://dl4.patoghu.com/dlpatogh/95/Shahrivar/16/Asphalt-8-Airboe-2.6.1a-[www.Patoghu.com].apk...
ادامه مطلب